ای وطن

درس ۶ :: ای وطن

شعر های صفحه ۵۰ فارسی ششم👇

ای سلامم ، ای سرودم / ای نگهبان وجودم / ای غمم تو، شادی ام تو/ مایه ی آزادی ام تو… / ای وطن!
معنی: ای وطن، تو سلام و شعر و آواز من هستی / و نگهبان وجود من هستی / تو غم و شادی من و / سبب آزادی من هستی
کلمات مهم:
نگهبان: محافظ
مایه: منشأ

آرایه ادبی:
تضاد: غم و شادی تشخیص : ای وطن تشبیه : تو(وطن) مانند نگهبان است

ای دلیل زنده بودن / ای سرودی صادقانه / ای دلیل زنده ماندن / جان پناهی جاودانه/… ای وطن !
معنی: تو دلیل زنده بودن من هستی / تو همچون سرود ترانه‌ی صادقانه هستی / تو دلیل زنده ماندن من / و پناهگاه همیشگی من هستی

کلمات مهم:
صادقانه:با صداقت، بی ریا جان پناه: پناهگاه جان جاودانه: جاویدان، همیشگی

آرایه ادبی:
تشبیه : وطن را به سرودی صادقانه تشبیه کرده

همچو رویش دربهاران / همچو جان درهربدن/ مثل بوی عطر گل ها /مثل سبزی چمن …. ای وطن !
معنی: تو مانند روییدن گیاهان در بهاران / و مانند روح در هر بدن هستی / ای وطن تو مانند بوی خوش گلها / و سبزی چمن هستی

کلمات مهم:
رویش: روییدن

آرایه ادبی:
تشبیه : وطن به رویش بهاران ، جان دربدن ، بوی عطرگل ها وسبزی چمن تشبیه شده است .

شعر های صفحه ۵۱ فارسی ششم👇

مثل راز شعرحافظ/ مثل آوازقناری / همچو یاد خوشترین ها / همچو باران بهاری … ای وطن!
معنی: ای وطن تو مانند رمز و راز شعر حافظ / و مانند آواز قناری هستی / تو مانند یادآوری خوشی ها و لذت ها / و مانند باران بهاری نرم و لطیف هستی
آرایه ادبی:
درهمه ی مصراع ها تشبیه وجود دارد. یعنی وطن به شعرحافظ، آوازقناری، یادچیزهای خوش و باران بهاری
تشبیه کرده است .

مثل غم در مرگ مادر/ مثل کوه غصه هایی / مثل سربازان عاشق / قهرمان قصه هایی …. ای وطن!
معنی: ای وطن تو مانند غم و غصه هنگام مرگ مادر / و مانند کوه غصه ها هستی / تو مانند سربازان عاشق / قهرمان غصه ها و داستان ها هستی
آرایه ادبی:
تشبیه : دراین بندوطن به غم، کوه غصه، سربازان عاشق تشبیه شده است .

همچو آواز بلندی/ ازبلندی های پاک / باغروری، باگذشتی / با وفایی همچو خاک /…ای وطن!
معنی: ای وطن تو مانند آواز بلند / از بلندی های پاک هستی / ای وطن تو با غروری و هم با گذشت و بخشنده ای / ای وطن تو مانند خاک با وفا هستی
کلمات مهم:
غرور:
خودپسندی
آرایه ادبی:
تشبیه : وطن را به آوازبلند و خاک تشبیه کرده است .

معنی کلمات درس ششم فارسی ششم

نگهبان : محافظ جان پناه : سنگر ، پناهگاه
سرود : آواز سلام : درود
مایه : منشا ، دلیل ، سبب جاودانه : جاویدان ، همیشگی
جان : روح رویش : روییدن
صادقانه : راست ، بی کلک غرور : خودپسندی ( در این درس احساس سربلندی و افتخار )
غُصّه : غم ، اندوه دلیل : انگیزه ، سبب
قِصّه : داستان گذشت : چشم پوشی از اشتباه دیگران و بخشیدن آنان

هم خانواده درس ششم فارسی ششم

صادق = صدیق، صداقت، صدقه
عطر = معطّر، عطّار
حافظ = محفوظ، حفظ، حافظه
منادا = ندا، نادی
وجود = واجد، وجد
دلیل = دلایل، دلالت
سلامت = سلام، سالم، سلیم
لازم = لزوم، ملزم، ملزومات
مقصد = قاصد، مقصود، قصد

مخالف و متضاد درس ششم فارسی ششم

غم شادی
پستی بلندی
بیمار سالم
آزادی اسارت
زنده مرده
صادق دروغگو

کلمات املایی درس ششم فارسی ششم

سرودم – غمم – صادقانه – جان پناهی – عطر – وطن – حافظ – قناری – غصّه – قصّه – غرور – جنس – بعضی – غذا – صبر و تحمّل – سلامت – اطفال – انجب – ملل – طفولیت – حبّ الوطن – یقیناً – بیفشانیم

پیام درس ای وطن فارسی ششم

شاعر در این درس به مدح و ستایش شکوه و عظمت وطن می پردازد و آن را انگیزه ی زندگی و پناهگاهی امن می داند و در تک تک عبارات درس با غرور و افتخار از وطن سخن می گوید. پس ما باید برای سربلندی ایران عزیز خود تلاش کنیم و سعی کنیم با موفقیت در زمینه های مختلف نام کشورمان را در قله های افتخار ثبت کنیم.

درک مطلب صفحه ۵۲ فارسی ششم

1 شاعر در بند اول، وطن را مایه ی غمگینی و موجب شادی میداند. آیا شما با این نظر موافقید؟ دلیل خود را بیان کنید.
پاسخ: بله ، زیرا وطن جایی است که  ما در آن به دنیا آمده‌ایم با خانواده و دوستانمان زندگی می‌کنیم و در آن احساس امنیت می‌کنیم.

۲- وطن چگونه می‌تواند نگهبان وجود ما باشد؟
پاسخ: وطن مثل خانه‌ای امن از وجود ما نگهبانی می‌کند و به ما امنیت، آسایش، هویت و فرهنگ می‌دهد.

3 چرا شاعر باوفا بودن را به خاک نسبت داده است؟
پاسخ: شاعر وطن را به خاک تشبیه کرده است .

4 قسمتی از شعر را بیان کنید که در آن شاعر، وطن را موجودی زنده معرّفی کرده است.
پاسخ: همچو رویش دربهاران / همچو جان درهربدن

۳- شما وطن را به چه چیزهایی مانند میکنید؟
پاسخ: مادر، پدر، گهواره، خانه.

 

گوش کن و بگو

گوش کن و بگو صفحه ۵۲ فارسی ششم

قصهی «حماسه‌ی هُرمُز» را با دقّت گوش دهید و سپس دربارهی پرسشهای زیر گفت و گو کنید.
پرسش ها

۱- داستان با چه واقعه‌ای شروع میشود؟
پاسخ: حمله‌ لشکر مغول.

۲- شخصیت اصلی داستان که بود و چند پسر داشت؟
پاسخ: هرمز، دهقانی شجاع بود و او سه پسر جوان داشت.

۳- اوّلین سواری که به کلبه نزدیک شد، که بود؟
پاسخ: دیده بان شهر بود

۴- لشکریان مغول چه زمانی به کلبه رسیدند؟
پاسخ: هنگام غروب

۵- نام فرماندهی مغولان چه بود؟
پاسخ: قاجان

۶- مغولان برای بیرون کشیدن پیرمرد و پسرانش از کلبه به چه کاری دست زدند؟
پاسخ: کلبه را آتش زدند

۷- پیرمرد در آخرین لحظه‌ی زندگی چه گفت؟
پاسخ: پیروز باد ایران

نظرات خوانندگان
تا کنون هیچ نظری درباره این مطلب ثبت نشده است
نظر جدید
نام*
ایمیل
نظر*

متن تصویر*