هوشیاری
معنی کلمات درس سوم فارسی ششم
| پیوسته: همیشه |
| می پیمود: راه را طی می کرد |
| قصد: تصمیم، منظور، نیّت (به قصدِ: به منظور) |
| دامان: دامنه |
| کمند: طناب، بند، ریسمان |
| تَرک: جایی در پُشت زینِ اسب |
| باز: پرندهای شکاری با چنگال هایِ قوی و منقاری کوتاه و محکم |
| آزرده خاطر: رنجیده، دلتنگ، ناراحت |
| به یک پرواز: با یک بار پرواز کردن |
| رکاب دار: پیاده ای که همراهِ سوار، راه می رود. |
| فرود: پایین |
| بیدرنگ: تُند، فوری، بی توقّف |
| اتفاقاً: از قضا، ناگهان |
| مَجال: فرصت |
| مَلِک: پادشاه |
| مَنبع: سرچشمه، جای بیرون آمدن |
| تاخت: اسب را به حرکت درآورد |
| مخلوط: در هم آمیخته، آمیخته شده، درهم شده |
| در پیِ: به دنبال |
| سراسیمه: آشفته، با عجله، سرگردان |
| باد به گردِ اون نمی رسید: به کنایه بسیار تُند و سریع حرکت می کرد. |
| عَرض: گفتن، بیان کردن ( به عرض رسانید: به پادشاه گفت.) |
| چیره: پیروز |
| آهِ سرد: آه و ناله ای از سرِ ناامیدی و اندوه |
| مَرکب: آن چه بر آن سوار شوند، مثل اسب |
| بیجان کردم: کُشتم |
هم خانواده درس سوم فارسی ششم
گردش = گردیدن، گردیده، گردنده
قصد: قاصد = مقاصد، مقصود
پرندگان = پرش، پریدن، پریده
تربیت = متربی، مرتب
مرکب = راکب، مرکوب
منبع = منابع
مخلوط = اختلاط، مختلط
سؤال = سائل، مسائل، مسئله
موجب = واجب، مواجب، واجبات
قصد = قاصد، مقصود، مقصد
ملک = مالک، ملوک، مملکت
جمع = جامع، جمعیت، مجموع، جامعه
هلاک = مهلک، هلاکت
اثر = آثار، متأثر، تأثیر
عرض = عارضه، معرض، معترض، اعتراض
ظرف = ظروف، ظریف
عزیز = معزّز، عزیزه
شرط = شروط، مشروط
حرکت = تحریک، محرک، متحرک، حرکات
مخالف و متضاد درس سوم فارسی ششم
فراز ≠ فرود
پیش ≠ پس
مرگ ≠ زندگی
خوشحال ≠ ناراحت
تند ≠ کند
تشنه ≠ سیراب
باز ≠ بسته
بیرون ≠ درون
زیر ≠ رو
گریه ≠ خنده
سود ≠ ضرر
زلال ≠ تیره و کدر
پر ≠ خالی
مرده ≠ زنده
حرکت ≠ سکون
حرارت ≠ برودت
گرما ≠ سرما
سرد ≠ گرم
سوال ≠ جواب
کلمات املایی درس سوم فارسی ششم
قدیم – علاقه – قصد – پیوسته – می تاخت – حیوانات – بازی – تربیت – اتفاقاً – شدت – خوشحالی – تاخت – همراهان – صحرا – زلال – چیره – قطره قطره – جمع کرد – آزرده خاطر – هلاک – منبع – اژدهایی – حرارت – زهر آلود – مخلوط – سراسیمه – عرض – ظرفی – سوال – قصهی – افسوس – عزیزی – بی جان – سودی – لطف – صواب – ارچه –گزیده – خشت – دماغ پرور
پیام درس هوشیاری فارسی ششم
مفهوم درس سوم فارسی (هوشیاری )
همان طوری که از اسم درس پیداست؛ این درس بر دانایی و هوشیاری انسانها تأکید دارد. این درس بهما میآموزد که قبل از شروع هر کاری باید دربارهی آن، فکر کنیم و بدون اندیشه ، کاری را آغاز نکنیم. اگر آ پادشاه، بر خشم خودش، مسلّط میشد و در باره ی حرکات باز فکر میکرد(کمی هوشیارتر بود) باز را نم کشت و بعد از آشکار شدن حقیقت، ناراحت نمی شد . در این درس، «باز» از پادشاه، هوشیارتر بود. «باز» را میتوانیم نماد انسانهای آگاه و خردمند، به حساب بیاوریم.