ای مادر عزیز
ای مادرِ عزیز که جانم فدای تو ◈※◈ قربانِ مهربانی و لطف و صفای تو
معنی: ای مادر عزیز که جانم فدای تو باشد . من فدای مهربانی و محبت و صفای تو بشوم.
آرایه ادبی:
این بیت 3 جمله دارد
حرف ندا: ای
منادا: مادر
آرایه تناسب بین مهربانی، لطف، صفا
ترکیب وصفی: مادر عزیز
ترکیب اضافی: جانم ، فدای تو ، قربان مهربانی ، صفای تو
قافیه: فدای ، صفای
ردیف: تو ، تو
هرگز نشد محبّتِ یاران و دوستان ◈※◈ همپایهی محبت و مهر و وفای تو
معنی: محبّت و صفای دوستان هیچ وقت هم اندازه ی محبّت و مهر و وفای تو نشد.
آرایه ادبی:
این بیت 1 جمله دارد
نهاد: محبت یاران و دوستان
آرایه مراعات نظیر بین مهر، محبت، وفا
مهرت بُرون نمیرود از سینهام که هست ◈※◈ این سینه، خانهی تو و این دل، سرای تو
معنی: مهربانی تو از سینه ام بیرون نمی رود، زیرا خانه و سرای دل من همیشه جایگاه تو است.
آرایه ادبی:
این بیت 3 جمله دارد
ترکیب اضافی: مهرت ، سینه ام ، خانه ی تو ، سرای تو
ترکیب وصفی: این خانه ، این دل
نهاد: مهر ، این خانه ، این دل
برون: قید
ای مادر عزیز که جان دادهای مرا ◈※◈ سهل است اگر که جان دهم اکنون برای تو
معنی: ای مادر عزیز که به من جان بخشیده ای، حالا اگر جانم را فدای تو کنم آسان است.
آرایه ادبی:
این بیت 4 جمله دارد
منادا: مادر
ترکیب وصفی: مادر عزیز
مفعول: جان
قید: اکنون
نهاد: تو (برای فعل داده ای)
آرایه کنایه: جان دهم کنایه از فدا شوم
خشنودی تو مایه خشنودی من است ◈※◈ زیرا بود رضای خدا در رضای تو
معنی: اگر تو راضی و خشنود باشی من هم راضی و خشنودم، زیرا رضایت تو باعث خشنودی خداوند می شود
آرایه ادبی:
این بیت 2 جمله دارد
نهاد: خشنودی تو ، رضای خدا
ترکیب اضافی: خشنودی تو ، مایه ی خشنودی ، خشنودی من ، رضای خدا ، رضای تو
گر بود اختیار جهانی به دست من ◈※◈ میریختم تمام جهان را به پای تو
معنی: اگر اختیار جهان در دست من بود همهی جهان را به پای تو میریختم؛ تقدیم به تو میکردم.
آرایه ادبی:
این بیت 2 جمله دارد
نهاد: اختیار جهانی ، من
ترکیب اضافی: اختیار جهانی ، دست من ، پای تو
ترکیب وصفی: تمام جهان
مفعول: تمام جهان
آرایه کنایه: می ریختم تمام جهان را به پای تو کنایه از هدیه کردن و بخشیدن تمام جهان
معنی کلمات ای مادر عزیز فارسی ششم
| فدا شدن: در راه کسی یا هدفی جان خود را دادن | دل: قلب |
| جهان: دنیا | سرا: خانه |
| لطف: لطافت ، بخشش ، مهر | سهل: آسان ، ساده ، راحت |
| صفا: مهربانی ، صمیمیت | اکنون: هم اینک ، در این زمان |
| مهربانی: شفقت ، عطوفت ، مهر ، محبّت | خشنودی: رضایت |
| هرگز: هیچ وقت | مایه: سبب ، دلیل |
| محبّت: مهربانی، عطوفت ، مهر | رضا: خشنودی |
| یاران: دوستان | گر: مخفف اگر |
| همپایه: هم اندازه ، هم ردیف | اختیار: انتخاب ، قدرت ، اجازه |
| وفا: دوستی، صمیمیت | تمام: همه ، کل |
| بُرون: بیرون ، خارج | – |
مخالف و متضاد ای مادر عزیز فارسی ششم
محبت ≠ دشمنی
سهل ≠ سخت، دشوار
رضایت ≠ نارضایتی
برون ≠ درون
هرگز ≠ همیشه
اختیار ≠ اجبار
هم خانواده ای مادر عزیز فارسی ششم
حفظ= حافظ، محفوظ، حافظه، حفاظت
لطف= لطیف، لطافت
سهل= سهولت، تسهیل، مسهل
اختیار= خیار، مختار، اختیارات
عزیز= معزز، عزت، اعزاز
محبت= حبیب، محب، محبوب
رضا= راضی، رضایت، مرتضی