معرفت آفریدگار
این همه خلق را که شما بینید بدین چندین بسیاری ، این همه را خالقی است که آفریدگار ایشان است و نعمت بر ایشان از وی است.
معنی: این انسان های زیادی را که شما می بینید، همه آفریننده ای دارند که آنها را خلق کرده و آفریده است و نعمت و روزی آنها از جانب اوست.
لغات مهم:
خلق ( مردم، انسان)
خالق(آفریننده)
💠 آفریدگار را بباید پرستیدن و بر نعمت او سپاس داری باید کردن.
معنی: باید پروردگار را عبادت کرد و از نعمت های او سپاس گذاری نمود.
لغات مهم:
پرستیدن(عبادت کردن)
سپاس داری ( شکر گذاری)
نکته ی دستوری:
(ب) در (بباید) نشانه ی تأکید است و فعل را امری می کند.
💠 اندیشه کردن اندر کار خالق و مخلوق روشنایی افزاید اندر دل و نا اندیشیدن، تاریکی افزاید اندر دل و نادانی گمراهی است.
معنی: فکر کردن در مورد کار پروردگار و آفریده هایش دل ما را نورانی می کند و فراموش کردن و فکر نکردن در مورد آن ها باعث تاریکی دل می شود، پس نادانی گمراهی است
لغات مهم:
مخلوق(خلق شده، آفریده شده)
غفلت(بی خبری، فراموشی)
معنی شعر باد بهاری صفحه ۱۱ فارسی ششم
۱- باد بهاری وزید از طرف مرغزار ◈※◈ باز به گردون رسید، ناله ی هر مرغ زار
معنی: از طرف سبزه زار نسیم بهاری شروع به وزیدن کرد و آواز هر پرندهی عاشقی دوباره به آسمان رفت
۲– خیز و غنیمت شمار، جنبش بادربیع ◈※◈ نالهی موزون مرغ، بوی خوش لاله زار
معنی: بلند شو و وزش باد بهاری و صدای زیبای پرندگان و بوی خوش لاله زار را غنیمت بشمار و از آنها لذت ببر
۳- هر گل و برگی که هست، یاد خدا میکند ◈※◈ بلبل و قمری چه خواند؟ یاد خداوندگار
معنی: همهی موجودات هستی از جمله گل های زیبا و برگ های سبز به یاد خداوند هستند، بلبل و قمری با آوازشان خدا را یاد میکنند.
۴- برگ درختان سبزدر نظر هوشیار ◈※◈ هر ورقش دفتریست، معرفت کردگار
معنی: از نظر انسان دانا، هر کدام از برگهای درختان سبز، دفتری است که با آن میتوان خداوند را شناخت
معنی کلمات درس اول فارسی ششم
خلق : مردم ، انسان ، آفریده
بینید : می بینید
خالق : آفریننده
بباید : باید
بدین چندین بسیاری : به این تعدادزیاد
آفریدگار : سازنده ، خالق ، آفریننده
پرستیدن : عبادت کردن، ستایش کردن
سپاس داری : سپاس گزاری ، شکرگزاری
اندیشه کردن : فکر کردن
اندر : در
مخلوق : خلق شده ، آفریده شده
روشنایی : نور
افزاید : اضافه کند ، زیاد کند
غفلت : بی خبری ، فراموشی
نا اندیشیدن : فکر نکردن
طرف : سمت ، جانب
مَرغزار : چمنزار
گردون : آسمان
زار : نالان ، ضعیف
خیز : بلند شو
غنیمت شمردن : قدر فرصت را دانستن
جنبش : حرکت و تکان
ربیع : بهار
موزون : آهنگین ، دارای وزن
خداوندگار : پروردگار ، خداوند
نظر : عقیده
لاله زار : جایی که لاله فراوان می روید
کردگار : آفریننده
ورق : برگ
قُمری : نوعی پرنده کوچکتر از کبوتر
معرفت : شناخت
هم خانواده درس اول فارسی ششم
فکر = فکرت، تفکر، فکور
فضل = فاضل، فضلا
فیض= فیاض، فیوض
عالم = علم، علوم
خلق = خالق، مخلوق ، خلقت
غفلت = غافل، اغفال
نعمت = نعم ، انعام، نعیم
ربیع = ربع، اربعه، رباع
غنیمت = غنی، غنایم
معرفت = عرف، عارف
عبور = عابر، معبر
غرق = اغراق، مستغرق
حک = حکاک، حکاکی
مخالف و متضاد درس اول فارسی ششم
روشن ≠ تاریک
حق ≠ باطل
پیدا ≠ پنهان
کم ≠ بیش
دور ≠ نزدیک
بسیار ≠ اندک
افزاید ≠ کاهش
نادانی ≠ دانایی
افزایش ≠ کاهش
پیاده ≠ سوار
سخت ≠ نرم
بهترین ≠بدترین
پاک ≠ آلوده
نرود ≠ برود