معنی بخوان و بیندیش بو علی و بهمنیار
معنی بخوان و بیندیش بو علی و بهمنیار
معنی کلمات بوعلی و بهمنیار ششم
| استعداد: توانایی | گشود: باز کرد |
| خدادادی: داده شده از طرف خداوند | سخت تشنه ام: بسیار تشنه ام |
| کم نظیر: بی مانند | برخاست: بلند شد |
| خلّاق: مبتکر | طب: پزشکی |
| شگفتی: تعجب | اصرار: پافشاری |
| جرأت: شهامت | راز و نیاز: مناجات |
| سرآمد: برتر ، بهترین ، برگزیده | علّت: سبب ، دلیل |
| حرف: سخن | بیفکنم: بندازم |
| پیغمبر: پیامبر ، نبی ، رسول | برخیزی: بلند شوی |
| سحر: قبل از طلوع خورشید | فرمان: أمر ، دستور |
| کرسی: چهار پایه ای پهن ، کوتاه و چهارگوش که در زمستان در زیر آن منقل می گذارند و بر رویش لحاف می اندازند و در زیر آن خود را گرم کنند. | پیروان: طرفداران |
| آمیخته: ترکیب شده | آسایش: رفاه ، راحتی |
هم خانواده بوعلی و بهمنیار فارسی ششم
شهید = شهدا – شهادت
شغل = شاغل – مشغول
حوادث = حادثه
رضا = راضی – رضایت
مثال = تمثیل – مثل
سفر = مسافر
مخالف درس بوعلی و بهمنیار فارسی ششم
خارج ≠ داخل
آسان ≠ سخت ، مشکل
خواب ≠ بیدار
زیبا ≠ زشت
پر≠خالی
خیر ≠ شر
فروتنی ≠ غرور
پیاده ≠ سواره
نظرات خوانندگان
تا کنون هیچ نظری درباره این مطلب ثبت نشده است
نظر جدید