بن ماضی و بن مضارع
بنابر یک تعریف ساده به کلمههایی مانند: نشستن، رفتن، دیدن، خوردن و... مصدر فارسی میگویند. چنانچه حرف «ن» را از آخر این کلمهها حذف کنیم، بن ماضی بهدست میآید.
بهدست آوردن بن ماضی بسیار ساده است. کافی است حرف «ن» را از آخر مصدر فعل برداریم تا به آن برسیم. مصدر واژهای است که مفهوم اصلی فعل را بدون اینکه مفاهیم زمان و شخص را در برداشته باشد، میرساند. مانند «خوردن» که در آن نه مشخص است که چه کسی خورده است و نه مشخص است در چه زمانی فعل صورت گرفته است. در جدول زیر مصدر فعلهای پرکاربرد زبان فارسی را در کنار بن ماضی مشاهده میکنید.
| مصدر و بن ماضی فعل در زبان فارسی | |
| مصدر | بن ماضی |
| باریدن | بارید |
| تکاندن | تکاند |
| آراستن | آراست |
| آزمودن | آزمود |
| بافتن | بافت |
| تنیدن | تنید |
| آسودن | آسود |
| آشامیدن | آشامید |
| آشفتن | آشفت |
| بخشیدن | بخشید |
| آشفتن | آشفت |
| آغشتن | آغشت |
| بردن | برد |
| جنبیدن | جنبید |
| آفریدن | آفرید |
| بریدن | برید |
| جستن | جست |
| آلودن | آلود |
| بستن | بست |
| جوشیدن | جوشید |
| آمدن | آمد |
| بودن | بود |
| جویدن | جوید |
| آمدن | آمد |
| بودن | بود |
| آمرزیدن | آمرزید |
| بوییدن | بویید |
| چریدن | چرید |
| آموختن | آموخت |
| بیختن | بیخت |
| چرخیدن | چرخید |
| آوردن | آورد |
| پاشیدن | پاشید |
| چکیدن | چکید |
| پذیرفتن | پذیرفت |
| خراشیدن | خراشید |
| افروختن | افروخت |
| پرستیدن | پرستید |
| خرامیدن | خرامید |
| خشکیدن | خشکید |
بن مضارع چیست ؟
بن مضارع، بخش اصلی همه انواع فعلهای مضارع است و از آن برای ساخت واژههایی مانند صفتهای فاعلی و اسم نیز استفاده میکنیم. برای تشخیص بن مضارع نیز کافی است، از فعلی که با آن مواجه هستیم، فعل امر بسازیم و «بـ» را از ابتدای آن حذف کنیم.
| بهدست آوردن بن مضارع از فعل امری | ||
| مصدر | امر | بن مضارع |
| رفتن | برو | رو |
| گفتن | بگو | گو |
| دیدن | ببین | بین |
| بردن | ببر | بر |
نظرات خوانندگان
تا کنون هیچ نظری درباره این مطلب ثبت نشده است
نظر جدید